تبلیغات
سایت تخصصی شعر«شعر کهن و شعر نو» - متن هایی از عبید زاكانی 1
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

متن هایی از عبید زاكانی 1

جهنمی هجا گو عبید زاکانی

 

از زنده یاد منوچهر محجوبی

 

عبید زاکانی، تک چهره ی طنز مردمی درادبیات کلاسیک ایران، بیش از هرشاعر و نویسنده ی دیگری، نه تنها دردوره ی زندگانی، که پس ازمرگ نیز، مورد آزارطبقه ی حاکم وقشرمتعصب مذهبی قرارگرفته واین ظلم بزرگ، تا آنجا پیش رفته است که داشتن وخواندن آثاراو برای خانواده ها ممنوع اعلام شده وحتی پدران پاکدل، بی آنکه توجه به نیــّـت مخالفان عبید داشته باشند، خواندن لطایف عبید را برای فرزندان خود ممنوع کرده اند. واگردرخانه ای، به احتمال، نسخه ای از دیوان عبید وجود داشته، آن را ازدسترس خانواده دور نگه داشته اند.

 

این کودکانه خواهد بود اگر تحریم عبید را معلول بی پروا بودن زبان ورکیک بودن کلمات او بدانیم. چرا که فراوان است از اینگونه کلمات رکیک در آثاردیگر شاعران و نویسندگان زبان فارسی. تنها در مثنوی مولوی بارها به کلمات رکیکی برمی خوریم که تفاوتی با کلمات عبید ندارند وتصادفأ گاه نیز پاره ای از تمثیل های مولوی با همان کلمات درلطایف عبید آمده است. حال آنکه در کمترخانه ی ایرانی است که مثنوی وجود نداشته باشد و در دسترس همه ی اهل خانه نباشد.

 

تنها باید دریافت که چیزی ورای این بهانه، راه ورود عبید به خانه ها، وبه تبع آن به مدارس، را بسته است واین گرانمایه نویسنده ی گستاخ وجسورایرانی را که بقول "فرته" حتی درادبیات اروپا بی همتاست، ظالمانه به کنج فراموشی می کشد وتنها یک اثراو (موش وگربه) را، آنهم برای کودکان ودرحد قصه ای کودکانه ونه طنزی تاریخی، اجازه ی انتشارمی دهد.

 

با یک نگاه به مجموعه ی رسایل بازمانده ازعبید علت به روشنی جلوه می کند؛ مبارزه ی قاطع، بی پرده، گستاخانه وجنگ آشتی ناپذیراو با شاه، با خلیفه، با شیخ، با قاضی، با حاکم با گزمه وبا تمام مظاهراستبداد واستثمار ـ ومولود آن، فساد ـ درجامعه ی تحت فشارایران.

 

تحریم کنندگان عبید، حتی به جلوگیری از آشنائی توده با آثاراو بسنده نکرده اند، وبه دست تذکره نویسان مزدورشان نیزهرجا که مجالی یافته اند، نیشی ناجوانمردانه به این مبارزجسوروتند زبان تمام ادبیات کلاسیک ایران زده اند.

 

درباره ی زندگی عبید

 

با این مقدمه، بیهوده نیست که تذکره نویسان بـَه بـَـه گو، که گاه به ذکرجزئیات بی ارزش زندگی پادشاهان و رجال ومعاریف آن زمان پرداخته اند، آنچنان عبید را فراموش می کنند که اسناد مکتوب درباره این متفکر هــزال، تقریبأ منحصر به یکی دوسطرمطلبی است که حمدالله مستوفی، همشهری معاصرعبید، درتاریخ گزیده نوشته وپس از او هیچ اطلاعات با ارزشی اضافه برآن دوخط، درتاریخ ها وتذکره ها نیامده؛ بلکه کوشیده شده است تا با دادن نسبت های ناروا وچسباندن مطالب افسانه ای به این بزرگ، آیندگان را ازدانستن رویدادهای زندگی وحتی تاریخ وجا وچگونگی مرگ او محروم کنند.

 

تنها مدرکی که برای روشن کردن زندگی وحوادث دوران زندگی عبید دردست است، همانا آثارخود اوست که نشان می دهد این شاعر ونویسنده ی چیره دست، سی چهل سالی پس از مرگ سعدی ودردوران کودکی حافظ شهرتی بسزا داشته وپاره ای از رسایل انتقادی خود را درهمین زمان نوشته است. آخرین آثار بازمانده از عبید نیز نشان می دهد که که اوتا سال 768 هجری می زیسته ودرسالهای 771 و 772 دیگر زنده نبوده است. حتی مزاری از او به جا نیست وکسی نمی داند که چگونه و در کجا درگذشته ویا به احتمال زیاد به دست عمــّـال حاکمان وجهّــال پیرو واعظان کشته شده است.

 

تنها ذکر خبری(!) نیز که ازعبید دردیوان های دیگر شاعران می بینیم، قطعه ای است منسوب به سلمان ساوجی که عبید را ندیده درباره اش می گوید:

جهنـّّـمی هجــــــــــا گو عبید زاکانـــــــی            مقرراست به بی دولتی وبی دینی

اگرچه نیست زقزوین وروستا زاده است            ولیک می شود اندرحدیث قزوینی

ازدیدگاه سلمان که زندگی اشرافی وبا دبدبه وکبکبه ای دربغداد دارد، وبهشت آن جهانی را نیز از آن خود می داند، عبید به علت مخالفت با مذهب، جهنمی است؛ به سبب جسارت غیر اشرافی یا بهتر بگوییم ضد اشرافی اش، هجا گوست؛ بی دینی وبی نوایی از ازل براو مقررگشته است. روستا زاده بودن او نیز، ازدیدگاه صاحبان تَنعُم ، فحش است. وقزوینی بودنش نشانه ی بلاهت.

 

از مقدمه ومتن رساله ی اخلاق الاشراف برمی آید که عبید فلسفه را آموخته وبا آثار فلاسفه ی یونان، تا آنجا که به زبان های فارسی وعربی ترجمه شده، آشنا بوده و دربسیاری اززمینه های  فکری تحت تاثیر فلسفه ی افلاطون بوده است.

 

عبید سفرهای بسیارکرده ودربدری های بسیارکشیده است که مشهورترین آنها بودنش درشیراز، اصفهان، کرمان وبغداد است. ازیک رباعی عبید نیز بر می آید که روزگاری را بسختی درجزیره هرمز می‌گذرانیده وبا شکایتی که ازاین دوره می کند، بعید نیست که بحالت تبعید یا فرار به هرمزرفته باشد:

درهرمزم افتاده چنان با غم ودرد               ازصحبت دوستان ومخدومان فرد

هندوم به نرخ ترک می باید "دید"               تنبول به جای باده می باید خورد

 

عبید دردیوان خود بارها وبارها ازتنگی معیشت وفزونی قرض شکایت کرده وگاه نیز، به اشاره ای، از آزارها سخن می گوید:

درخانه ی من زنیک وبد چیزی نیست             جـــزبـَـنگی وپاره ای نمد چیزی نیست

ازهـــــــــرچه پزند نیست غیراز سودا             وزهرچه خورند، جز لگد چیزی نیست

 

این شاعرونویسنده ی شجاع، اگرنه درهمه ی عمر، دربخش بزرگی ازدوران حیات، درفقر می زیسته وبه علت داشتن زبان تـُـند، به الحاد و دهری گری مشهور بوده است. شاید بی خبری تذکره نویسان از زندگی عبید، معلول این علت نیز باشد که با شاعران مقــرّب دربارحشر و نشر زیاد نداشته و مانند آنان جذب زندگی اشرافی (که به قول خوداو، نمونه ی فساد بوده) نشده است. دفاع عبید ازطبقه ی محروم و زحمتکش، که درسراسر آثار او جلوه دارد، نشانه ی بارز درک او از زندگی مردم و اشتراک درد او با آنان است:

 

"شخصی غلامی به اجاره می گرفت به مزدِ سیری شکم. و ا صرار بدان داشت که غلام هم اندکی مسامحه کند. غلام گفت: ای خواجه روز دوشنبه وپنجشنبه هم روزه می دارم."

 

عبید دردوره ای زندگی می کند که ایلخانان مغول، دستگاه غارتگر خود را برایران حاکم کرده اند وبه تدریج که به پایان زندگی عبید می رسیم، زوال حکومت ایلخانان آغاز می شود. ودر جنگ های بی حاصلی که حکومت های گماشته ی مغول برسر توسعه ی مناطق قدرت محلی خود با یکدیگر می کنند، طبقه ی محروم وزحمتکش است که بدون آگاهی ازعلت جنگ، وبی آنکه دراین میانه نفعی داشته باشد، کشته می دهد وشهید می شود:

 

" سربازی را گفتند چرا به جنگ نروی؟ گفت بخدا سوگند که من یک تن از دشمنان را نشناسم وایشان نیز مرا نشناسند. پس دشمنی میان ما چون صورت بندد؟"

 

مغولان، که قومی فاتح وضد ایرانی هستند، برای ادامه ی سلطه ی خود، چون بسیاری از متجاوزان و سلطه جویانِ دیگر، ملیت ایرانی را سرکوب می کنند و با آنکه خود مسلمان نیستند، به اشاعه ی مذهب وبویژه خرافات و بــُـعد تقدیرگرایانه ی آن می پردازند. اما چون به خود می رسند، مذهب مختارشان حکم می کند که:

 

"روح ناطقه اعتباری ندارد وبقای آن به بقای بدن متعلق است. وفنای آن به فنای جسم موقوف... آنچه انبیاء فرموده اند که اورا کمال ونقصانی هست، وبعـدِ فراق بدن، به ذات خود قائم وباقی خواهد بود، محال است. وحشرونشر، امری باطل... آنچه عبارت از لذات بهشت وعقاب دوزخ است، هم دراین جهان می توان بود. چنانکه شاعرگفته:

آنرا که داده اند، همینجاش داده اند   وآنرا که نیست، وعده به فرداش داده اند"

 

و این کافران حامی اسلام، تا آنجا پیش می روند که تعدادی از آْنان را "غازی" می نامند. وکشتارهاشان را جهاد درراه اسلام نام می دهند. نمونه ی پیش از مغول اینگونه پادشاهان "غازی" سلطان محمود است و کشتارهایش درهندوستان "غزا" درراه اسلام. ونمونه ی معاصرعبید، امیر مبارزالدین، که نه تنها نام مبارز درراه دین دارد، که لقب غازی را هم یدک می کشد.

 

نا گفته پیداست که این باصطلاح مدافعان دین، به شیخ وزاهد وملا ومحتسب میدان می دهند تا ازطریق اِعمال خفقان مذهبی، حکومت را برآنان آسان تر کنند.

 

درست بهمین دلیل، عبید که بنیاد رنج مردم را می شناسد، تازیانه ی هزل خود را برمجموعه ای می کوبد که از بنیادهای تسلیم گرایانه ی مذهبی تا خلفا وپادشاهان، وازحکام وشیوخ تا ثروتمندان واشراف را دربر می گیرد. ودراین راه، نه تنها از انگِ "بی دین وملحد ودهری" نمی هراسد، بلکه خود فریاد می زند که:

وقت آن شد که عزم کار کنیم                    رسم الحاد آشکار کنیم

 

وبا شهامتی بی نظیر، همه ی مظاهر استثمار وعوام فریبی  وعوامل نگهداشتن توده ها درناآرامی را به زیر ضربات تازیانه ی هزل خود می گیرد.

 




نوشته شده توسط :فراز توکلی شیراجی
شنبه 22 فروردین 1388-08:49 ب.ظ
نظرات() 

How do you get rid of Achilles tendonitis?
چهارشنبه 22 شهریور 1396 12:14 ب.ظ
I for all time emailed this website post page to all my contacts, since if like
to read it next my friends will too.
Foot Pain
دوشنبه 16 مرداد 1396 07:41 ق.ظ
Hello colleagues, good paragraph and pleasant urging commented here, I am actually enjoying by these.
How do you get taller?
شنبه 14 مرداد 1396 12:01 ق.ظ
An outstanding share! I have just forwarded this onto a co-worker who has been doing a little research
on this. And he actually ordered me breakfast because I discovered it for him...
lol. So allow me to reword this.... Thanks for the meal!!
But yeah, thanks for spending some time to discuss this subject
here on your website.
http://romainelamond.hatenablog.com/
شنبه 7 مرداد 1396 09:39 ب.ظ
I'm curious to find out what blog system you happen to be using?

I'm having some small security issues with my latest site and I would like to find
something more safe. Do you have any suggestions?
Latoya
جمعه 16 تیر 1396 07:46 ب.ظ
Great post. I used to be checking continuously this blog
and I am impressed! Very useful info particularly the remaining part :) I
handle such info a lot. I used to be seeking
this certain info for a very lengthy time.
Thanks and best of luck.
std testing near me
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 04:58 ق.ظ
چلیپا از خود نوشتن در حالی که صدایی دلنشین در آغاز آیا واقعا کار کاملا با من پس از برخی
از زمان. جایی درون جملات شما در واقع
قادر به من مؤمن متاسفانه فقط برای while.
من با این حال کردم مشکل خود را با جهش
در منطق و شما خواهد را خوب به کمک پر
کسانی که معافیت. که شما در واقع
که می توانید انجام من خواهد مطمئنا تا پایان در گم.
Elma
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 06:53 ق.ظ
I have to thank you for the efforts you have put in penning this website.
I'm hoping to check out the same high-grade content by you later on as well.
In fact, your creative writing abilities has inspired me to get my own, personal site now ;)
manicure
پنجشنبه 31 فروردین 1396 02:37 ب.ظ
Link exchange is nothing else but it is only placing the other person's blog link on your page at suitable place and other person will also do similar in support of you.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر